تبلیغات اینترنتیclose
چرا از نام‌های «اسلام» یا «شیعه» استفاده نکرده‌اید؟
اساتيد اخلاق
اساتيد اخلاق
سرویس وبلاگدهی ایران سرویس وبلاگدهی ایران سرویس وبلاگدهی ایران سرویس وبلاگدهی ایران سرویس وبلاگدهی ایران
درباره وبلاگ



عضویت سریع
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    کد امنیتی : *
جستجو

 

چرا از نام‌های «اسلام» یا «شیعه» استفاده نکرده‌اید و دست به جعل مصطلح جدیدی زده‌اید؟ /
جواب: انسان‌ها یا دیندار هستند یا بی‌دین.
انسان‌های دیندار، یا دین ابراهیمی (یهود، نصارا، اسلام) دارند یا غیر ابراهیمی (مانند بودایی و برهمایی).
انسان‌های دیندار ابراهیمی، یا مسلمان هستند یا غیر مسلمان (یهود و نصارا) .
انسان‌های دیندار ابراهیمی مسلمان، یا جانشینی بلافصل پیامبرشان را با امیر المؤمنین می‌دانند (که به آنان شیعه گفته ‌می‌شود) یا با ابوبکر (که به آنان سنی گفته ‌می‌شود) .
انسان‌های دیندار ابراهیمی مسلمان شیعی، یا سه امامی (کیسانیه) و چهار امامی (زیدیه) و شش امامی (اسماعیلیه و ناووسیه و افطحیه) و هفت امامی (واقفیه) هستند، یا دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) .
انسان‌های دیندار ابراهیمی مسلمان شیعه‌ی دوازده‌امامی، یا برنامه‌ی کمال و سعادت را منحصر در آموزه‌های قرآن و سنت و عترت می‌دانند یا در کنار اینها، بعضی از دیدگاه‌ها و اعمالشان را از فلاسفه‌ی یونان و جندی شاپور و عرفای هند و سنی‌مذهب می‌گیرند و آنان را نیز بهره‌مند از نوعی هدایت می‌پندارند.
انسان‌های دیندار ابراهیمی مسلمان شیعه‌ی دوازده‌امامی‌ای که برنامه‌ی کمال و سعادت را منحصر در آموزه‌های قرآن و سنت و عترت می‌دانند، یا به علمشان عمل می‌کنند یا چندان همتی نسبت به عمل به علمشان ندارند و فقط به دانستن راه حق بسنده نموده‌اند.
گروه ویژه‌ای که از میان انسان‌های فوق و دسته‌بندی بالا انتخاب شده و مورد توجه برای تربیت قرار گرفته‌اند، را اینگونه تعریف کردیم: انسان‌های دیندار ابراهیمی مسلمان شیعه‌ی دوازده‌امامی‌ای که برنامه‌ی کمال و سعادت را منحصر در آموزه‌های قرآن و سنت و عترت می‌دانند و به علمشان عمل می‌کنند.
سپس برای راحتی در تفهیم و تفاهم و گفتگو، این گونه نگاه به دین مبین اسلام را «منهاج فردوسیان» و کسانی که تعریف بالا بر آنان صادق را «منهاجی» یا «اصحاب منهاج فردوسیان» خواندیم. اکنون به چند اشکال سطحی و جدلی در همین رابطه پاسخ می‌دهیم:

********************

اشکال: چرا از همان تعریف طولانی‌ای که ارائه دادید استفاده نمی‌کنید؟
جواب: اگر بخواهیم تعریف طولانی بالا را انتخاب کنیم، دور از سیره‌ی عقلاست و در عرف انسان‌ها که همیشه به دنبال کوتاه کردن عبارات بلند هستند، قبیح و غیرفصیح شمرده ‌می‌شود.
اشکال: چرا از «اسلام» و «مسلمان» استفاده نکردید؟ با این که «اسلام» به صورت متعدد در قرآن کریم آمده است [«إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللهِ الْإِسْلامُ» (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۹) ترجمه: در حقیقت، دین در نزد خدا، همان اسلام است.
و «وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرینَ» (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۸۵) ترجمه: و هر که جز اسلام دینى [دیگر] جوید هرگز از وى پذیرفته نشود.
و «وَ رَضیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دیناً» (سوره‌ی مائده، آیه‌ی ۳) ترجمه: و اسلام را براى شما [به عنوان] آیینى برگزیدم.
و «وَ هُوَ یُدْعى‏ إِلَى الْإِسْلامِ» (سوره‌ی صف، آیه‌ی ۷) ترجمه: با وجود آن که به سوى اسلام فراخوانده می‌شود.
و حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) ما را مسلمان نامیده است، که قرآن می‌فرماید: «مِلَّهَ أَبیکمْ إِبْراهیمَ هُوَ سَمَّاکمُ الْمُسْلِمینَ مِنْ قَبْلُ» (سوره‌ی حج، آیه‌ی ۷۸) ترجمه: آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است] او بود که قبلاً شما را مسلمان نامید.
جواب: زیرا «مسلمان» در چند مرحله قبل، منشعب شد و به چند زیرمجموعه تقسیم گردید. و انتخاب مَقْسم به عنوان تعریف کامل قَسیم، خلاف عرف عقلا و ارباب منطق است. روشن است که امروزه گروه‌های تروریستی گوناگونی در کشورهای مختلف دنیا، با نام اسلام و مسلمان، دست به فساد کبیر می‌زنند و مردان را کشته و زنانشان را به کنیزی و اسارت می‌برند.

********************

اشکال: چرا از «شیعه» استفاده نکردید که در قرآن هم آمده است و در روایت هم پیامبر خدا و اهل بیت (علیهم السلام) ما را شیعه نامیده‌اند؟
جواب: زیرا «شیعه» نیز مانند «مسلمان» در چند مرحله‌ی قبل، منشعب شد و به چند زیرمجموعه تقسیم گردید. و گذشت که انتخاب مقسم به عنوان تعریف کامل قسیم، خلاف عرف عقلا و ارباب منطق است.
کلمه‌ی «شیعه» فقط یک‌بار در قرآن کریم به معنی لغوی آن آمده است، آنجا که می‌فرماید: «ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ کُلِّ شیعَهٍ أَیهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمنِ عِتِیاً» (سوره‌ی مریم، آیه‌ی ۶۹) ترجمه: سپس از هر گروه و جمعیتى، کسانى را که در برابر خداوند رحمان از همه سرکش‌تر بوده‏اند، جدا مى‏کنیم.
در روایات نیز به معنی لغوی آن استفاده شده است:
نمونه‌ی اول: عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السلام) قَالَ: بَینَا رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فِی نَفَرٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فِیهِمْ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه‌السلام) فَقَالَ: «یَخْرُجُ قَوْمٌ مِنْ قُبُورِهِمْ وُجُوهُهُمْ أَشَدُّ بَیاضاً مِنَ الْقَمَرِ عَلَیهِمْ ثِیابٌ أَشَدُّ بَیاضاً مِنَ اللَّبَنِ عَلَیهِمْ نِعَالٌ مِنْ نُورٍ…» فَقَالَ عَلِی (علیه‌السلام): «مَنْ هُمْ یا رَسُولَ اللهِ؟» فَقَالَ: «أُولَئِکَ شِیعَتُکَ‏ وَ أَنْتَ إِمَامُهُم»‏ (محاسن، محدث برقی، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۷۹) ترجمه: امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: زمانی که استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در میان جمعی از یارانشان بودند و امیر المؤمنین (علیه‌السلام) نیز حضور داشتند، فرمودند: گروهی از قبرهایشان خارج می‌شوند در حالی که صورت‌هایشان نورانی‌تر از ماه است و لباس‌هایی سفیدتر از شیر پوشیده‌اند و کفش‌هایی از نور به پا دارند … پس علی (علیه‌السلام) پرسید: اینان چه کسانی هستند ای پیامبر خدا؟ فرمودند: اینان پیروان تو هستند و تو پیشوای آنانی.
نمونه‌ی دوم: قَالَ الرَّاوِی وَ لَمْ یزَلْ (علیه‌السلام) یُقَاتِلُهُمْ حَتَّى حَالُوا بَینَهُ وَ بَینَ رَحْلِهِ، فَصَاحَ‏: «وَیلَکُمْ یا شِیعَهَ آلِ أَبِی سُفْیانَ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دِینٌ وَ کُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَکُونُوا أَحْرَاراً فِی دُنْیاکُمْ هَذِهِ» (اللهوف على قتلى الطفوف، سید بن طاووس، صفحه‌ی ۱۱۹) ترجمه: راوی می‌گوید: پیوسته [حضرت سید الشهداء (علیه‌السلام)] با آنان می‌جنگید تا این که بین ایشان و بین خیمگاهشان فاصله انداختند. پس فریاد کشیدند: ای پیروان آل ابی سفیان، اگر دین ندارید و از بازگشت نمی‌ترسید، پس در همین دنیایتان آزادمرد باشید.
نمونه‌ی سوم: قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ (علیه‌السلام): «عُلَمَاءُ شِیعَتِنَا مُرَابِطُونَ بِالثَّغْرِ الَّذِی یَلِی إِبْلِیسُ وَ عَفَارِیتُهُ یَمْنَعُونَهُمْ عَنِ الْخُرُوجِ عَلَى ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا وَ عَنْ أَنْ یَتَسَلَّطَ عَلَیهِمْ إِبْلِیسُ وَ شِیعَتُهُ النَّوَاصِبُ» (تفسیر منسوب به امام عسکری (علیه‌السلام)، صفحه‌ی ۳۴۳؛ احتجاج على أهل اللجاج، طبرسی، جلد‏۲، صفحه‌ی ۳۸۵؛ الفصول المهمه فی أصول الأئمه (تکمله الوسائل)، شیخ حر عاملی، جلد ‏۱، صفحه‌ی ۶۰۲؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۵) ترجمه: علماى شیعه‌ی ما، نگهبانان مرزى هستند که در آن سویش ابلیس و دیوهاى او قرار دارند و جلو یورش آن‌ها به شیعیانِ ناتوان ما و تسلّط یافتن ابلیس و پیروان او یعنی ناصبی‌ها بر آنان را مى‌گیرند.
سپس به مرور زمان، لغت شیعه برای پیروان امیر المؤمنین (علیه‌السلام) اصطلاح شد. پس همانطور که پیروان خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) در بیان آن بزرگواران به «شیعه» خوانده شده‌اند، دیگران نیز به «شیعه» خوانده شده‌اند و معلوم ‌می‌شود در صدد نامگذاری نبوده‌اند بلکه به همان معنی لغوی‌اش استفاده می‌نموده‌اند.
پس با این حساب، چاره‌ای جز وضع مصطلح جدید نمی‌ماند و هر واژه‌ای که برای تعریف بالا وضع شود، همین سؤالات پوچ، سطحی، غیرعالمانه و عوامانه، گریبانش را خواهد گرفت.



نوع مطلب : | بازدید : 1
برچسب ها : حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
شنبه 6 آبان 1396




آمار کاربران
خبرنامه
آمار وبلاگ
  • آنلاین : 1
  • بازدید امروز : 44
  • بازدید دیروز : 0
  • بازدید هفته گذشته : 44
  • بازدید ماه گذشته : 50
  • بازدید سال گذشته : 53
  • کل بازدید : 53
  • کل مطالب : 9
  • نظرات : 0
  • رنک گوگل :
امکانات جانبی