تبلیغات اینترنتیclose
اساتيد اخلاق
اساتيد اخلاق
اساتيد اخلاق
سرویس وبلاگدهی ایران سرویس وبلاگدهی ایران سرویس وبلاگدهی ایران سرویس وبلاگدهی ایران سرویس وبلاگدهی ایران
درباره وبلاگ



عضویت سریع
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    کد امنیتی : *
جستجو

حاج فردوسی سلام

شرمنده‌ام که این حرف را می‌گویم ولی بعد از این که منهاجی شدم یعنی قدم به سوی منهاج فردوسیان برداشتم، پدر و مادر و برادران و حتی خواهرم اصلاً راضی نیستند به این برنامه و هر روز طعنه‌ی پدرم و یا طعنه‌ی دیگر اعضای خانواده خیلی اذیتم می‌کند، مخصوصاً طعنه‌های پدرم. یعنی جوری طعنه می‌زند که گویا نمی‌خواهد من اصلاً در خانه‌اش زندگی کنم. خلاصه اگر برای خلاص شدن از این حرف‌ها، یک راهی و چاره‌ای اگر دارید، ممنونتان می‌شوم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
عمل کردن به دستورات نورانی اسلام عزیز، هیچگاه موجب آزار کسی نمی‌شود و گرمابخش است نه سردی‌آور. پس اگر در رفتار شما و خانواده‌تان سردی و دشمنی ایجاد شده، در قدم اول، باید نگاهی دقیق به اعمال و رفتار خودتان کنید. شاید رفتار شما، به طور دقیق بر طبق تعالیم اسلام عزیز نیست، و گرنه باید آنان را به منهاج فردوسیان، مشتاق می‌کرد نه این که وادار به موضع‌گیری‌های تند و احساسی نماید.
حتماً شنیده‌اید حکایت آن مرد نصرانی که شیعه شد و به سفارش امام صادق (علیه‌السلام) بیشتر و بهتر به مادرش خدمت می‌کرد تا جایی که مادرش علت را جویا شد و او شیعه‌شدنش را عامل بیشتر شدن خدمتش به مادر بیان کرد و مادر نصرانی‌اش نیز به همین واسطه، شیعه گردید.
اگر شما، به درستی منهاجی شده باشید، باید همانند شمعی در انجمن، موجب نورافشانی و گرمابخشی باشید و هیچ عاقلی از منبع نور و گرمی، رویگردان نمی‌شود و در صدد آزارش بر نمی‌آید. در هر حال، در رفتارتان با خانواده، تجدید نظر جدّی کنید. چنان گوش به حرف پدر و مادر باشید و نسبت به برادران و خواهران خود، مهربان و خوشرفتار، که همگی جویای علت این خوشرفتاری شوند و آنگاه، شما با افتخار، اعلام کنید که منهاجی شده‌اید. در این صورت، خواهید دید که بهترین تبلیغ برای منهاج فردوسیان انجام داده و بیشترین بهره را از پیاده کردن اخلاق پیامبرگونه برده‌اید.

موفق باشید
حاج فردوسی



نوع مطلب : | بازدید : 0
برچسب ها : حاج فردوسي, منهاج فردوسيان, قرآن, عرفان, اسلام ناب, تشيع خالص, سير و سلوک, سير الي الله, معرفت, معرفة الله, قاضي, علامه طباطبايي, علامه طهراني, منهاجي, نقد منهاج فردوسيان, اشکالات منهاج فردوسيان, اشکال حاج فردوسي, ظهور, امام زمان, امام عصر, بهجت, آيت الله بهجت, سيد هاشم حداد, پناهيان, محمد شجاعي, مرکز نشر, آيت الله, تصوف, صوفي, رسم الخط, قرآن, القرآن العظيم, القرآن العزيز, القرآن المجيد, رسم الخط حاج فردوسي, رسم الاملاء,
پنجشنبه 16 آذر 1396

 

 

«منهاج فردوسیان» چه نقاط اشتراک و افتراقی با «حلیه المتقین» دارد؟ /
جواب: مقایسه‌ی «منهاج فردوسیان» با «حلیه المتقین»، از اساس، اشتباه است زیرا «منهاج فردوسیان»، نظام جامع تربیتی است ولی «حلیه المتقین»، نظام تربیتی نیست، بلکه کتابی علمی می‌باشد. برنامه‌ی و نظام تربیتی، دارای مؤلفه‌ها و مشخصه‌هایی است که در کتاب فوق الذکر دیده نمی‌شود. همچنین «حلیه المتقین»، نقایص بسیاری نسبت به «منهاج فردوسیان» دارد. در کتاب «حلیه المتقین» علاوه بر روایات صحیح و معتبر، روایات ضعیف نیز به وفور دیده می‌شود. همچنین در «حلیه المتقین» به اعتقادات شیعه و واجبات و محرمات، پرداخته نشده است.
اما در نقاط اشتراک، باید گفت: در هر دو مجموعه، از روایات معتبر استفاده شده است.



نوع مطلب : | بازدید : 0
برچسب ها : حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
شنبه 6 آبان 1396

 

محدوده‌ی تقلید از مرجع تقلید کجاست؟ /
جواب: مراجعه‌ی جاهل به عالم، در تمام احکام خمسه (واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح) است. یعنی کسی که «نمی‌داند»، باید از کسی که «می‌داند» بپرسد. ولی مراجعه به فقیه به معنی «مرجع تقلید» محدوده‌ی خاصی دارد. «تقلید» در این محدوده به معنی «انداختن بار بر دوش فقیه در دنیا و عبور از روی گردن(۱) فقیه در آخرت» است. در این محدوده، تقلید در برخی احکام، معنی ندارد. این احکام عبارتند از:
واضحات و مسلّمات احکام: یعنی آنچه واجب، حرام،‌ مستحب و مکروه که تصریح آیات و روایات است. در این موارد، جاهل می‌تواند به عالم مراجعه کند ولی تقلید، به معنی بار بر شانه‌ی فقیه انداختن، صدق نمی‌کند.
واضحات و مسلّمات اعتقادی: یعنی دیدگاه‌هایی که از تصریحات آیات و روایات، جمع‌آوری شده است. جاهل به این دیدگاه‌ها می‌تواند برای دانستنش به عالم مراجعه کند ولی خبر دادن عالم، به معنی به گردن گرفتن آن‌ها نیست. پس در این مورد نیز مراجعه به مرجع تقلید، بی‌معنی است.
غیر واضحات و مسلّمات اعتقادی: محدوده‌ی کار فقه، احکام عملی مکلف است. پس ورود در مسائل اعتقادی، در حیطه‌ی کار فقه و فقیه نیست. لذا اگر «مرجع تقلید» بخواهد در محدوده‌ی اعتقادات و دیدگاه‌ها اظهار نظر کند، به عنوان نظر یک کارشناس از بین کارشناسان اعتقادی پذیرفته ‌می‌شود. یعنی مراجع تقلید با سایر محققین حوزه‌ی اعتقادات (کلام و فلسفه) فرقی ندارند و حتی در برخی موارد، محققین آن رشته‌ها، پیش‌تر از مراجع تقلید هستند.
مستحبات و مکروهات: از آنجا که مستحبات و مکروهات، فقط با تصریح آیات و روایات ثابت ‌می‌شود و فقیه نمی‌تواند با استفاده از اصول عملی یا شهرت فتوایی و غیره، مستحب یا مکروه بتراشد، پس مراجعه به «مرجع تقلید» برای مستحبات و مکروهات، بی‌معنی است. البته می‌توان به عنوان مراجعه‌ی جاهل به عالم، از مرجع تقلید یا هر محقق مورد اعتماد دینی، نسبت به دانستن مستحبات و مکروهات، کمک علمی گرفت.
آنچه می‌ماند، واجبات و محرمات غیرواضح و غیر مسلم است. آنجا که معلوم نیست موضوعی، واجب است یا حرام، فقیه، بر عهده می‌گیرد که این کار، حرام است یا واجب. البته در پاره‌ای احکام که نمی‌تواند به نتیجه‌ی دلخواه و رضایت‌بخش برای خودش برسد، از عبارت «احتیاط واجب» استفاده می‌نماید تا به نحوی مقلِدین خود را در مراجعه به فقهای دیگر، آزاد بگذارد.
عبارت «احتیاط واجب» فقط در مورد محدوده‌ی فقیه، یعنی واجبات و محرمات به کار می‌رود. پس هیچگاه نخواهید دید که فقیه، در مستحبات و مکروهات یا بحث‌های اعتقادی، از این عبارت استفاده نماید.
با توجه به آنچه گفته شد، چنین نتیجه می‌گیریم که:
اگر تقلید، به معنی مراجعه‌ی جاهل به عالم باشد، برای دانستن تمام اعتقادات و احکام عملی اسلام، باید به دانای علوم اسلامی مراجعه نمود. این نوع تقلید، هم در اعتقادات و هم در مستحبات و مکروهات، جاری است. در این مورد، عالم دینی، فقط واسطه‌ی انتقال واضحات و مسلّمات (تصریحات آیات و روایات) به کسی که نمی‌داند، است و چیزی را بر عهده نمی‌گیرد.
اگر تقلید به معنی دقیق کلمه باشد، فقط در واجبات و محرمات غیر واضح ـ که تصریحی در آیات و روایات معتبر ندارد ـ باید به فقیه جامع الشرایط (مرجع تقلید) مراجعه نمود. در این مورد، فقیه بر عهده می‌گیرد که در قیامت، پاسخگوی مقلّدین خود باشد.
البته لازم است تذکر بدهیم که اگر کسی «احتیاطی کامل» یا «کاملاً احتیاطی» شد، یعنی علاوه بر مراعات قوانین عملی منهاج فردوسیان، آنچه در قوانین عملی نیامده را از رساله‌ی توضیح المسائل منهاج فردوسیان، کسب نمود، نیازی به مراجعه به فقیه (مرجع تقلید) در همین قسمت اخیر هم نخواهد داشت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱. امام صادق (علیه‌السلام) در توصیه‌ای به عنوان بصری فرمودند: «وَ لَا تَجْعَلْ رَقَبَتَک لِلنَّاسِ جِسْراً؛ گردنت را پلی برای مردم قرار مده». (مشکاه الأنوار فی غرر الأخبار، طبرسی، صفحه‌ی ۳۲۸)



نوع مطلب : | بازدید : 0
برچسب ها : حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
شنبه 6 آبان 1396

 

چرا از نام‌های «اسلام» یا «شیعه» استفاده نکرده‌اید و دست به جعل مصطلح جدیدی زده‌اید؟ /
جواب: انسان‌ها یا دیندار هستند یا بی‌دین.
انسان‌های دیندار، یا دین ابراهیمی (یهود، نصارا، اسلام) دارند یا غیر ابراهیمی (مانند بودایی و برهمایی).
انسان‌های دیندار ابراهیمی، یا مسلمان هستند یا غیر مسلمان (یهود و نصارا) .
انسان‌های دیندار ابراهیمی مسلمان، یا جانشینی بلافصل پیامبرشان را با امیر المؤمنین می‌دانند (که به آنان شیعه گفته ‌می‌شود) یا با ابوبکر (که به آنان سنی گفته ‌می‌شود) .
انسان‌های دیندار ابراهیمی مسلمان شیعی، یا سه امامی (کیسانیه) و چهار امامی (زیدیه) و شش امامی (اسماعیلیه و ناووسیه و افطحیه) و هفت امامی (واقفیه) هستند، یا دوازده‌امامی (اثنی‌عشری) .
انسان‌های دیندار ابراهیمی مسلمان شیعه‌ی دوازده‌امامی، یا برنامه‌ی کمال و سعادت را منحصر در آموزه‌های قرآن و سنت و عترت می‌دانند یا در کنار اینها، بعضی از دیدگاه‌ها و اعمالشان را از فلاسفه‌ی یونان و جندی شاپور و عرفای هند و سنی‌مذهب می‌گیرند و آنان را نیز بهره‌مند از نوعی هدایت می‌پندارند.
انسان‌های دیندار ابراهیمی مسلمان شیعه‌ی دوازده‌امامی‌ای که برنامه‌ی کمال و سعادت را منحصر در آموزه‌های قرآن و سنت و عترت می‌دانند، یا به علمشان عمل می‌کنند یا چندان همتی نسبت به عمل به علمشان ندارند و فقط به دانستن راه حق بسنده نموده‌اند.
گروه ویژه‌ای که از میان انسان‌های فوق و دسته‌بندی بالا انتخاب شده و مورد توجه برای تربیت قرار گرفته‌اند، را اینگونه تعریف کردیم: انسان‌های دیندار ابراهیمی مسلمان شیعه‌ی دوازده‌امامی‌ای که برنامه‌ی کمال و سعادت را منحصر در آموزه‌های قرآن و سنت و عترت می‌دانند و به علمشان عمل می‌کنند.
سپس برای راحتی در تفهیم و تفاهم و گفتگو، این گونه نگاه به دین مبین اسلام را «منهاج فردوسیان» و کسانی که تعریف بالا بر آنان صادق را «منهاجی» یا «اصحاب منهاج فردوسیان» خواندیم. اکنون به چند اشکال سطحی و جدلی در همین رابطه پاسخ می‌دهیم:

********************

اشکال: چرا از همان تعریف طولانی‌ای که ارائه دادید استفاده نمی‌کنید؟
جواب: اگر بخواهیم تعریف طولانی بالا را انتخاب کنیم، دور از سیره‌ی عقلاست و در عرف انسان‌ها که همیشه به دنبال کوتاه کردن عبارات بلند هستند، قبیح و غیرفصیح شمرده ‌می‌شود.
اشکال: چرا از «اسلام» و «مسلمان» استفاده نکردید؟ با این که «اسلام» به صورت متعدد در قرآن کریم آمده است [«إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللهِ الْإِسْلامُ» (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۹) ترجمه: در حقیقت، دین در نزد خدا، همان اسلام است.
و «وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ الْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخاسِرینَ» (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۸۵) ترجمه: و هر که جز اسلام دینى [دیگر] جوید هرگز از وى پذیرفته نشود.
و «وَ رَضیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دیناً» (سوره‌ی مائده، آیه‌ی ۳) ترجمه: و اسلام را براى شما [به عنوان] آیینى برگزیدم.
و «وَ هُوَ یُدْعى‏ إِلَى الْإِسْلامِ» (سوره‌ی صف، آیه‌ی ۷) ترجمه: با وجود آن که به سوى اسلام فراخوانده می‌شود.
و حضرت ابراهیم (علیه‌السلام) ما را مسلمان نامیده است، که قرآن می‌فرماید: «مِلَّهَ أَبیکمْ إِبْراهیمَ هُوَ سَمَّاکمُ الْمُسْلِمینَ مِنْ قَبْلُ» (سوره‌ی حج، آیه‌ی ۷۸) ترجمه: آیین پدرتان ابراهیم [نیز چنین بوده است] او بود که قبلاً شما را مسلمان نامید.
جواب: زیرا «مسلمان» در چند مرحله قبل، منشعب شد و به چند زیرمجموعه تقسیم گردید. و انتخاب مَقْسم به عنوان تعریف کامل قَسیم، خلاف عرف عقلا و ارباب منطق است. روشن است که امروزه گروه‌های تروریستی گوناگونی در کشورهای مختلف دنیا، با نام اسلام و مسلمان، دست به فساد کبیر می‌زنند و مردان را کشته و زنانشان را به کنیزی و اسارت می‌برند.

********************

اشکال: چرا از «شیعه» استفاده نکردید که در قرآن هم آمده است و در روایت هم پیامبر خدا و اهل بیت (علیهم السلام) ما را شیعه نامیده‌اند؟
جواب: زیرا «شیعه» نیز مانند «مسلمان» در چند مرحله‌ی قبل، منشعب شد و به چند زیرمجموعه تقسیم گردید. و گذشت که انتخاب مقسم به عنوان تعریف کامل قسیم، خلاف عرف عقلا و ارباب منطق است.
کلمه‌ی «شیعه» فقط یک‌بار در قرآن کریم به معنی لغوی آن آمده است، آنجا که می‌فرماید: «ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ کُلِّ شیعَهٍ أَیهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمنِ عِتِیاً» (سوره‌ی مریم، آیه‌ی ۶۹) ترجمه: سپس از هر گروه و جمعیتى، کسانى را که در برابر خداوند رحمان از همه سرکش‌تر بوده‏اند، جدا مى‏کنیم.
در روایات نیز به معنی لغوی آن استفاده شده است:
نمونه‌ی اول: عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه‌السلام) قَالَ: بَینَا رَسُولُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) فِی نَفَرٍ مِنْ أَصْحَابِهِ فِیهِمْ عَلِی بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه‌السلام) فَقَالَ: «یَخْرُجُ قَوْمٌ مِنْ قُبُورِهِمْ وُجُوهُهُمْ أَشَدُّ بَیاضاً مِنَ الْقَمَرِ عَلَیهِمْ ثِیابٌ أَشَدُّ بَیاضاً مِنَ اللَّبَنِ عَلَیهِمْ نِعَالٌ مِنْ نُورٍ…» فَقَالَ عَلِی (علیه‌السلام): «مَنْ هُمْ یا رَسُولَ اللهِ؟» فَقَالَ: «أُولَئِکَ شِیعَتُکَ‏ وَ أَنْتَ إِمَامُهُم»‏ (محاسن، محدث برقی، جلد ۱، صفحه‌ی ۱۷۹) ترجمه: امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: زمانی که استاد اعظم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در میان جمعی از یارانشان بودند و امیر المؤمنین (علیه‌السلام) نیز حضور داشتند، فرمودند: گروهی از قبرهایشان خارج می‌شوند در حالی که صورت‌هایشان نورانی‌تر از ماه است و لباس‌هایی سفیدتر از شیر پوشیده‌اند و کفش‌هایی از نور به پا دارند … پس علی (علیه‌السلام) پرسید: اینان چه کسانی هستند ای پیامبر خدا؟ فرمودند: اینان پیروان تو هستند و تو پیشوای آنانی.
نمونه‌ی دوم: قَالَ الرَّاوِی وَ لَمْ یزَلْ (علیه‌السلام) یُقَاتِلُهُمْ حَتَّى حَالُوا بَینَهُ وَ بَینَ رَحْلِهِ، فَصَاحَ‏: «وَیلَکُمْ یا شِیعَهَ آلِ أَبِی سُفْیانَ إِنْ لَمْ یَکُنْ لَکُمْ دِینٌ وَ کُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَکُونُوا أَحْرَاراً فِی دُنْیاکُمْ هَذِهِ» (اللهوف على قتلى الطفوف، سید بن طاووس، صفحه‌ی ۱۱۹) ترجمه: راوی می‌گوید: پیوسته [حضرت سید الشهداء (علیه‌السلام)] با آنان می‌جنگید تا این که بین ایشان و بین خیمگاهشان فاصله انداختند. پس فریاد کشیدند: ای پیروان آل ابی سفیان، اگر دین ندارید و از بازگشت نمی‌ترسید، پس در همین دنیایتان آزادمرد باشید.
نمونه‌ی سوم: قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ الصَّادِقُ (علیه‌السلام): «عُلَمَاءُ شِیعَتِنَا مُرَابِطُونَ بِالثَّغْرِ الَّذِی یَلِی إِبْلِیسُ وَ عَفَارِیتُهُ یَمْنَعُونَهُمْ عَنِ الْخُرُوجِ عَلَى ضُعَفَاءِ شِیعَتِنَا وَ عَنْ أَنْ یَتَسَلَّطَ عَلَیهِمْ إِبْلِیسُ وَ شِیعَتُهُ النَّوَاصِبُ» (تفسیر منسوب به امام عسکری (علیه‌السلام)، صفحه‌ی ۳۴۳؛ احتجاج على أهل اللجاج، طبرسی، جلد‏۲، صفحه‌ی ۳۸۵؛ الفصول المهمه فی أصول الأئمه (تکمله الوسائل)، شیخ حر عاملی، جلد ‏۱، صفحه‌ی ۶۰۲؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ‏۲، صفحه‌ی ۵) ترجمه: علماى شیعه‌ی ما، نگهبانان مرزى هستند که در آن سویش ابلیس و دیوهاى او قرار دارند و جلو یورش آن‌ها به شیعیانِ ناتوان ما و تسلّط یافتن ابلیس و پیروان او یعنی ناصبی‌ها بر آنان را مى‌گیرند.
سپس به مرور زمان، لغت شیعه برای پیروان امیر المؤمنین (علیه‌السلام) اصطلاح شد. پس همانطور که پیروان خاندان عصمت و طهارت (علیهم‌السلام) در بیان آن بزرگواران به «شیعه» خوانده شده‌اند، دیگران نیز به «شیعه» خوانده شده‌اند و معلوم ‌می‌شود در صدد نامگذاری نبوده‌اند بلکه به همان معنی لغوی‌اش استفاده می‌نموده‌اند.
پس با این حساب، چاره‌ای جز وضع مصطلح جدید نمی‌ماند و هر واژه‌ای که برای تعریف بالا وضع شود، همین سؤالات پوچ، سطحی، غیرعالمانه و عوامانه، گریبانش را خواهد گرفت.



نوع مطلب : | بازدید : 0
برچسب ها : حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
شنبه 6 آبان 1396

«ما عادت کرده‌ایم همه چیز را برای ثوابش انجام دهیم. استادی داشتم که می‌گفت: شما برای فهمیدن بخوانید، ثواب به پای خودش می‌آید. این بد شده که ما این جور بار آمده‌ایم. یعنی الان می‌خواهیم عمره برویم، اولین چیزی که در ذهن خطور می‌کند ثواب است. اعتکاف می‌رویم اولین چیزی که خطور می‌کند ثواب است. اعتکاف فلسفه‌اش چیست؟ اعتکاف از عَکَفَ مشتق است، عُکوف یعنی یک جا ایستادن. اعتکاف رمزش این است که شما همیشه پیش خدا بمانید. حج هم رمزش همین است. عمره رمزش دور خدا چرخیدن است، اما ما همه را برای ثوابش انجام می‌دهیم. آن استادم می‌گفت: اگر آدم در تابستان برای خنک شدن وضو بگیرد وضویش باطل است، اما اگر برای خدا وضو بگیرد هم خنک می‌شود و هم عملش صحیح است. ثواب ما را بیچاره کرده است».

****************************

این توصیه‌ها در حالی است که:
قرآن کریم می‌فرماید: «مَنْ یُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَهِ نُؤْتِهِ مِنْها وَ سَنَجْزِی الشَّاکِرینَ؛ هر کس ثواب آخرت را بخواهد، از آن به او می‌دهیم و به زودی، شکرگزاران را پاداش خواهیم داد» (سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۱۴۵)
نکته: از نظر استاد ایشان، این که قرآن کریم می‌فرماید: «مَنْ یُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَهِ؛ هر کس ثواب آخرت بخواهد» ما را بیچاره کرده است! این بد شده که ما این جور بار آمده‌ایم!
یا می‌فرماید: «إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ * عَلَى الْأَرَائِکِ ینظُرُونَ * تَعْرِفُ فِی وُجُوهِهِمْ نَضْرَهَ النَّعِیمِ * یسْقَوْنَ مِن رَّحِیقٍ مَّخْتُومٍ * خِتَامُهُ مِسْکٌ وَ فِی ذَلِکَ فَلْیتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ؛ مسلّماً نیکان در انواع نعمت‏اند: بر تخت‌هاى زیباى بهشتى تکیه کرده و [به زیبایی‌هاى بهشت] مى‏نگرند! در چهره‏هایشان طراوت و نشاط نعمت را مى‏بینى و مى‏شناسى! آنها از شراب [طهور] زلال دست‏نخورده و سربسته‏اى سیراب مى‏شوند! مُهرى که بر آن نهاده شده از مشک است و در این نعمت‌هاى بهشتى راغبان باید بر یکدیگر پیشى گیرند!» (سوره‌ی مطففین، آیات ۲۲ تا ۲۶)
نکته: از نظر استاد ایشان، این که قرآن کریم می‌فرماید: «وَ فِی ذَلِکَ فَلْیتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ؛ و در آن [نعمت‌هاى بهشتى] راغبان باید بر یکدیگر پیشى گیرند!» ما را بیچاره کرده است! این بد شده که ما این جور بار آمده‌ایم!
یا می‌فرماید: «إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ * لِمِثْلِ هَذَا فَلْیعْمَلِ الْعَامِلُونَ؛ راستى که این همان کامیابى بزرگ است. کوشندگان براى چنین [پاداشى] باید بکوشند» (سوره‌ی صافات، آیات ۶۰ و ۶۱)
نکته: از نظر استاد ایشان، این که قرآن کریم می‌فرماید: «لِمِثْلِ هَذَا فَلْیعْمَلِ الْعَامِلُونَ؛ کوشندگان براى چنین [پاداشى] باید بکوشند» ما را بیچاره کرده است! این بد شده که ما این جور بار آمده‌ایم!
یا می‌فرماید: «سَابِقُواْ إِلَى مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِینَ آمَنُواْ بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ ذَلِکَ فَضْلُ اللهِ یؤْتِیهِ مَن یشَاءُ وَ اللهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیم؛ [براى رسیدن‏] به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى که پهنایش چون پهناى آسمان و زمین است [و] براى کسانى آماده شده که به خدا و پیامبرانش ایمان آورده‏اند، بر یکدیگر سبقت جویید. این فضل خداست که به هر کس بخواهد آن را مى‏دهد، و خداوند را فزون‏بخشى بزرگ است‏‏» (سوره‌ی حدید، آیه‌ی ۲۱)
نکته: از نظر استاد ایشان، این که قرآن کریم می‌فرماید: «سَابِقُواْ إِلَى مَغْفِرَهٍ مِّن رَّبِّکُمْ وَ جَنَّهٍ عَرْضُهَا کَعَرْضِ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ؛ [براى رسیدن‏] به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى که پهنایش چون پهناى آسمان و زمین است‏‏» ما را بیچاره کرده است!
یا در ضمن موعظه‌های خدای تعالی به حضرت عیسی (علیه‌السلام) آمده است: «یا ابْنَ مَرْیمَ لَوْ رَأَتْ عَینُکَ مَا أَعْدَدْتُ لِأَوْلِیائِی الصَّالِحِینَ ذَابَ قَلْبُکَ وَ زَهَقَتْ نَفْسُکَ شَوْقاً إِلَیهِ. فَلَیسَ کَدَارِ الْآخِرَهِ دَارٌ. تَجَاوَرَ فِیهَا الطَّیبُونَ وَ یدْخُلُ عَلَیهِمْ فِیهَا الْمَلَائِکهُ الْمُقَرَّبُونَ وَ هُمْ مِمَّا یأْتِی یوْمَ الْقِیامَهِ مِنْ أَهْوَالِهَا آمِنُونَ. دَارٌ لَا یتَغَیرُ فِیهَا النَّعِیمُ وَ لَا یزُولُ عَنْ أَهْلِهَا. یا ابْنَ مَرْیمَ نَافِسْ فِیهَا مَعَ الْمُتَنَافِسِینَ فَإِنَّهَا أُمْنِیهُ الْمُتَمَنِّینَ، حَسَنَهُ الْمَنْظَرِ. طُوبَى لَکَ یا ابْنَ مَرْیمَ إِنْ کُنْتَ لَهَا مِنَ الْعَامِلِینَ مَعَ آبَائِکَ آدَمَ وَ إِبْرَاهِیمَ فِی جَنَّاتٍ وَ نَعِیمٍ لَا تَبْغِی بِهَا بَدَلًا وَ لَا تَحْوِیلًا. کَذَلِکَ أَفْعَلُ بِالْمُتَّقِین‏؛ ای پسر مریم اگر چشمت می‌دید آنچه برای دوستان نیکوکارم آماده کرده‌ام، دلت آب می‌شد و جانت از شوق رسیدن به آن، بر می‌آمد. مانند سرای آخرت،‌ سرایی نیست. در آن، پاکان، همسایه‌ی هم می‌شوند. فرشتگان مقرَّب بر آنان داخل می‌شوند. ایشان از ترس‌های روز قیامت، امان‌یافته‌اند. سرایی است که نعمت‌هایش تغییر نمی‌کند و از ساکنانش زایل نمی‌گردد. ای پسر مریم، همراه آنان که برای آن [نعمت‌ها] تلاش می‌کنند، تلاش کن که آن [نعمت‌های بهشت] آرزوی آرزومندان است. نیکو چشم‌انداز است. خوشا به حالت ای پسر مریم اگر برای [رسیدن به] آن از عمل‌کنندگان باشی همراه پدرانت آدم و ابراهیم (علیهماالسلام) در باغ‌ها و نعمت‌هایی که جایگزینی برایش و جابجا شدنی از آن نمی‌طلبی. [آری] اینگونه با پرهیزکاران [رفتار] می‌کنم» (کافی، محدث کلینی، جلد ۸، صفحه‌ی ۱۳۶)
نکته: از نظر استاد ایشان، این که خدای تعالی می‌فرماید: «یا ابْنَ مَرْیمَ نَافِسْ فِیهَا مَعَ الْمُتَنَافِسِینَ؛ ای پسر مریم، همراه آنان که برای آن [نعمت‌ها] تلاش می‌کنند، تلاش کن» ما را بیچاره کرده است! این بد شده که ما [و حضرت عیسی (علیه‌السلام)] این جور بار آمده‌ایم!
یا این که مولانا امیر المؤمنین (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «اِعْمَلُوا لِلْجَنَّهِ عَمَلَهَا؛ برای رسیدن به بهشت، کارهای درخور آن انجام دهید» (نهج‏البلاغه، صبحی صالح، خطبه‌ی ۱۳۲)
نکته: از نظر استاد ایشان، همین حرف‌های امیر المؤمنین (علیه‌السلام) است که ما را بیچاره کرده است! این بد شده که ما این جور بار آمده‌ایم!
یا این که در وصیت به امام حسن و امام حسین (علیهما‌السلام) می‌فرمایند: «أُوصِیکمَا بِتَقْوَى اللهِ … وَ اعْمَلَا لِلْأَجْر؛ توصیه می‌کنم شما را به پرهیزکاری و این که برای رسیدن به پاداش، عمل کنید» (نهج‏البلاغه، صبحی صالح، خطبه‌ی ۴۷)
نکته: از نظر استاد ایشان، باز هم همین حرف‌های امیر المؤمنین (علیه‌السلام) است که ما را بیچاره کرده است! این بد شده که ما [و امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام)] این جور بار آمده‌ایم!
یا در روایتی از امام صادق (علیه‌السلام) آمده است: «إِنَّ عَلِی بْنَ الْحُسَینِ (علیهما‌السلام) اسْتَقْبَلَهُ مَوْلًى لَهُ فِی لَیلَهٍ بَارِدَهٍ وَ عَلَیهِ جُبَّهُ خَزٍّ وَ مِطْرَفُ خَزٍّ وَ عِمَامَهُ خَزٍّ وَ هُوَ مُتَغَلِّفٌ بِالْغَالِیهِ، فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاک فِی مِثْلِ هَذِهِ السَّاعَهِ عَلَى هَذِهِ الْهَیئَهِ إِلَى أَینَ؟ فَقَالَ: إِلَى مَسْجِدِ جَدِّی رَسُولِ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) أَخْطُبُ الْحُورَ الْعِینَ إِلَى اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ یکی از یاران علی بن الحسین (علیهماالسلام) در شبی سرد، آن حضرت را دید که لباس و عمامه‌ای از خز در بر داشتند و عطرزده بودند. پس عرض کرد: فدایتان شوم، در چنین ساعتی و چنین آراسته به کجا می‌روید؟ فرمودند: به مسجد پدربزرگم رسول خدا می‌روم تا حور العین را از خدای تعالی خواستگاری نمایم» (کافی، محدث کلینی، جلد ۶، صفحه‌ی ۵۱۶)
نکته: از نظر استاد ایشان، همین انگیزه‌های امام سجاد (علیه‌السلام) که از انجام اعمال صالح خود، به دنبال خواستگاری از حورالعین هستند، ما را بیچاره کرده است! این بد شده که ما [و امام سجاد (علیه‌السلام)] این جور بار آمده‌ایم!



نوع مطلب : | بازدید : 0
برچسب ها : حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
شنبه 6 آبان 1396

 

با سلام
آیا درست است که بهشت، مشتاق‌تر است به حضرت سلمان فارسی تا حضرت سلمان به بهشت؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

سلام علیکم
جواب: این مطلب در یک روایت ذکر شده است ولی به علت کم‌اعتبار بودن منابع آن، قابل اعتنا نیست.
این روایت را نخست، فتال نیشابوری در کتاب روضه آورده است ولی مرسل و بدون سند. سپس احسایی، همین روایت را بدون سند و به صورت مرسل، گویا از وی گرفته و در کتاب عوالی نقل نموده است. سپس علامه مجلسی در کشکول خود به نقل از روضه آورده است.
حتی به فرض این که در منبع معتبر و با سند درست هم ذکر می‌شد، چون با اصول مسلّم اعتقادی ما در تضاد است، قابل دفاع و توجیه نبود و باید به خودشان برگشت داده می‌شد.
روایتی که این مطلب در آن آمده، چنین است:
قَالَ رَسُولُ اللهِ (صلی الله علیه و آله و سلم):‏« إِنَّ الْجَنَّهَ لَأَشْوَقُ إِلَى سَلْمَانَ مِنْ‏ سَلْمَانَ‏ إِلَى الْجَنَّهِ وَ إِنَّ الْجَنَّهَ لَأَعْشَقُ لِسَلْمَانَ مِنْ‏ سَلْمَانَ‏ لِلْجَنَّهِ».
ترجمه: همانا بهشت مشتاق‌تر است به سلمان از سلمان به بهشت و همانا بهشت، عاشق‌تر است برای سلمان از سلمان برای بهشت!!
منابع: روضه الواعظین و بصیره المتعظین، فتال نیشابوری، جلد ۲، صفحه‌ی ۲۸۲، مجلس فی ذکر فضائل أصحابه رضی الله عنهم؛
عوالی اللئالی العزیزیه فی الأحادیث الدینیه، ابن ابی جمهور احسایی، جلد ۴، صفحه‌ی ۱۰۱، الجمله الثانیه فی الأحادیث المتعلقه بالعلم و أهله و حاملیه؛
بحار الأنوار، علامه مجلسی، جلد ۲۲، صفحه‌ی ۳۴۱، باب ۱۰: فضائل سلمان و أبی ذر و مقداد و عمار رضی الله عنهم أجمعین به نقل از روضه الواعظین.

موفق باشید
حاج فردوسی



نوع مطلب : | بازدید : 0
برچسب ها : حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
شنبه 6 آبان 1396

 

نظر شما در مورد زمان افطار چیست؟ آیا غروب افطار کنیم یا مغرب؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی شأنه

بدون این که غروب یا مغرب را زمان افطار از نظر شرع مقدس تعیین کنیم، احتیاط در عمل، حکم می‌کند که روزه‌داران محترم از اصحاب منهاج، مغرب را برای روزه‌گشودن انتخاب نمایند و افطار کردن در غروب، موافق احتیاط نیست گر چه برخی از مراجع تقلید بدان فتوا داده‌اند.

 

موفق باشید
حاج فردوسی



نوع مطلب : | بازدید : 0
برچسب ها : حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
شنبه 6 آبان 1396

 

سلام علیکم
نظر شما در مورد مرحوم حاج اسماعیل دولابی چیست؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
باسمه تعالی

مرحوم حاج اسماعیل دولابی (ره) مردی روشن‌ضمیر ولی درس‌نخوانده بود که از روی صفای باطنش، بعضی حرف‌ها و مثال‌های جالب برای علاقه‌مندان سیر و سلوک می‌زد.
به خاطر دارم چند سال پیش، قسمتی از سخنان ایشان را در ماه مبارک رمضان از تلویزیون پخش می‌کردند، دیدم در حدود پنج دقیقه صحبت، یک آیه را سه بار غلط خواند.
چند روز بعد یکی از رفقا تماس گرفت و اظهار داشت تازه با آن مرحوم از طریق سخنرانی‌های تلویزیون آشنا شده و نظرم را می‌خواست. من عرض کردم ایشان یک آیه را سه بار غلط خواند و این نشان از غیرعالم بودن ایشان دارد.
همان شب یا شب بعدش، مرحوم دولابی را در خواب دیدم که دست بر سر شانه‌ام گذاشت و با خنده گفت: ما که عالم نبودیم، از ما همینجوری قبول کنید.
بعد از بیداری به روحش درود و فاتحه نثار کردم و دو نکته را از این خواب دریافتم.
یکی این که آن مرحوم، روح آزادی دارد که به این زودی توانسته به دیدن منتقدش بیاید و عذر تقصیر پیش آورد.
دوم این که بی‌سوادی، نقص است ولی اگر همراه با عمل به همان میزان از علم باشد، ضرر اساسی به کمال و سعادت نمی‌زند.
البته این که مرحوم دولابی (ره) بالاخره نجات یافته و به سعادت رسیده، دلیل نمی‌شود که حرف‌هایی از ایشان که بوی تصوف و اباحی‌گری می‌دهد را قبول کنیم. بعضی از جملاتی که از ایشان نقل شده، اگر واقعاً از ایشان باشد، با تصریحات قرآن کریم و روایات معتبر اسلامی منافات دارد.
در هر حال، نباید دین را از پایین‌دست گرفت. تا زمانی که تصریحات قرآن و روایات معتبر هست، نیازی به کلمات مرحوم دولابی (ره) و امثال ایشان نیست.
رفقایی که با «منهاج فردوسیان»‌ آشنا شده‌اند، به خوبی می‌دانند آنچه پیشرفت که در بشریت ایجاد می‌شود، از اعتقاد و عمل به منهاج فردوسیان است و آنچه پسرفت که در بشر ایجاد می‌شود، از حرف‌های ساختگی و بافندگی انسان‌هاست.

 

موفق باشید
حاج فردوسی



نوع مطلب : | بازدید : 0
برچسب ها : حاج فردوسي,منهاج فردوسيان,قرآن,عرفان,اسلام ناب,تشيع خالص,سير و سلوک,سير الي الله,معرفت,معرفة الله,قاضي,علامه طباطبايي,علامه طهراني,منهاجي,نقد منهاج فردوسيان,اشکالات منهاج فردوسيان,اشکال حاج فردوسي,ظهور,امام زمان,امام عصر,بهجت,آيت الله بهجت,سيد هاشم حداد,پناهيان,محمد شجاعي,مرکز نشر,آيت الله,تصوف,صوفي,رسم الخط,قرآن,القرآن العظيم,القرآن العزيز,القرآن المجيد,رسم الخط حاج فردوسي,رسم الاملاء,
شنبه 6 آبان 1396


صفحه قبل 1 صفحه بعد

آمار کاربران
خبرنامه
آمار وبلاگ
  • آنلاین : 1
  • بازدید امروز : 4
  • بازدید دیروز : 0
  • بازدید هفته گذشته : 4
  • بازدید ماه گذشته : 10
  • بازدید سال گذشته : 13
  • کل بازدید : 13
  • کل مطالب : 9
  • نظرات : 0
  • رنک گوگل :
امکانات جانبی